|
فقط او...
|
یه چیزی تو رنج و عذاب نوشتم
میون بیداری و خواب نوشتم
هیچی نخوردم و فقط نوشتم
رابطه مونو خط به خط نو شتم
تو اسمون یکی دیگه ماهی
تقدیر من اینه تو بی گناهی
من اومدم فقط واسه عکاسی
تو هم به روت نیار منو میشناسی
حتی اگه برات غریبه باشم
می خوام خودم گل رو سرت بپاشم
یه وقت نگین عکاس خوبی نبود
احساس من احساس خوبی نبود
ببخش اگه تو عکسا کم گذاشتم
بیشتر از این طاقتشو نداشتم
من که دلم تو این عروسی بد سوخت
نمی دونم از عکساتون چقدر سوخت
سلام دوستان من می خوام باز بیام کمکم کنین تا بترکونم



آموخته ام كه هميشه كسي هست كه به ما احتياج دارد آموخته ام كه هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نكنم آموخته ام كه انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي كنند آموخته ام كه به انسان ها مانند سكوي پرتاب نگاه نكنم آموخته ام كه هرگاه كه ترسيده ام ،شكست خورده ام آموخته ام كه غرور انسان ها را هرگز نشكنم آموخته ام كه هرگز به كسي كه به من وابسته نبود وابسته بشم. من آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم |
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
...
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم ** با چهارتا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم
من باشم و تو باشی و یه جفت دلای بی قرار ** فرصت خوب انتقام از لحظه های انتظار
فکرشو کن عروسکم به اون شب پرالتهاب ** چشماتو روی هم بذار امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن دستای من رو قلب تو جون بگیره ** دل، دل بی قرار تو تو سینه آروم بگیره
نه ساعتی باشه که شب سربره و تموم بشه ** نه هیچ کسی سر برسه ثانیهای حروم بشه
آن روز خیلی خیلی نزدیکه " خیلی نزدیکه عزیزم
دوست دارم![]()



اندوه اشك هايت مي گويد از عشق. تو طلب بوسه مي كني .من دلتنگي آغوش تو.
اما ديريست براي بودن. ديگر اطميناني به ريسمان گسسته عشق نيست.
وقت فناي عشق نيست. اينجا جايي براي ماندن نيست.
بهانه اي براي بقاي عشق نيست.
خانه ی دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت
به تاریکی شنها بخشید
و به انگشت نشان سپیداری گفت:
نرسیده به درخت کوچه باغی است
که از خواب خدا سبزتر ات
و در ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است...


ديدی
عشقی
نبود در تار و پودش ديدی گفت عاشقه عاشق
نبودش
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردی نمونده پيشت، ديدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و گنجشك كلاغای
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توی دنيای خاموشی ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشی ، شده كارش فراموشی ، ديگه بارون نمی
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستی توی اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم كه تو می دونی،سرخاك
تو می ميرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمی گيرم
دل از
تو

من بي كسم و جز تو خدايي كه ندارم
گر از سر كويت بروم رو به كه آرم
بر خاك درت گريه كنان سر بگذارم
خواهم كه به آمرزش تو جان بسپارم

عشقبازی به همین آسانی است...
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه ی بید
باد با شاخه برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو برکه ای با مهتاب
و نمسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
وشب و روز طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانی است...
شاعری با کلماتی شیرین
دست آرام و نوازش بخشی بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
ودل آرام و تسلا
و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانی است...
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنج ها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره ی عشق به آنها بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند
عشقبازی به همین آسانی است...
هر که با پیش سلامی در اول صبح
هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری
هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظه کار
عرضه سلام کالای ارزان به همه
لقمه نان گورایی از راه حلال
و خدا حافظی شادی در آخر روز
و نگهداری یک خاطره خوش تا فردا
و رکوعی و سجودی با نیت شکر
عشق بازی به همین آسانی است...
عشق بازی به همین آسانی است...
